قطعه شادی و غم
شادی و غم پشت و روی سکه ی این زندگی ست
شادمانی سخت آید غم ولی ولگرد هست

درد خود با ناکسان گفتم دو چندان گشت درد
درد چون گرگ است از هر سو بخوانی درد هست

جز خودت هر آدم دیگر فراموشت کند
روی عکس خاطرات خوش ندیدی گرد هست؟

دور گشتی از سوی آن کس که یارش خوانده ای
دور و اطراف خودت را بین پر از نامرد هست

ناجوانمردی در این دوران فراوان گشته است
میم امید این دید و گفت اینجا هوا بس سرد هست

روی پای خود بمان تا آخر عمرت نترس
باغ دنیا را کنار خارها هم ورد هست

روز شاد و روز غم در راه مانده منتظر
در ترافیک جهان گویی که زوج و فرد هست

بارها دیدیم کیش و مات خود را در جهان
لذّتی بالاتر از پایان یک سردرد هست؟

لحظه ی آرام تو پاداش روز رنج توست
در جهان ما پی هر چیز دستاورد هست
ح.س.آرام