بی تو
بی تو در گوشه این شهر چه تنها هستم
گوش بر یک خبری از تو در این جا هستم
هیچ کس چون منِ عاشق به تو دلگرم نبود
بی تو بیمارترین آدمِ دنیا هستم
تن به هر حرف و حدیث و سخنِ بد دادم
مانده ام در عجب این گونه که بر پا هستم
عمقِ ویرانیِ من در سخنانم پیداست
با چنین کارِ تو من فکرِ مداوا هستم
تو شکستی دل من، من نشکستم پیمان
چون به اخلاقِ تو هم آگه و دانا هستم
نیشِ آن حرفِ تو، خنجر شده بر قلب من
حرفِ زائد نزدم چون که شکیبا هستم
شده تاوان گناهی که نکردم صد حرف
من همانی که تو دیدیش نه حالا هستم
گرچه در پیشِ همه ساحلِ آرامم من
از درون موجم و طوفان، پُرِ غوغا هستم
ح.س.آرام
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی ۱۴۰۳ ساعت 13:47 توسط خط شعر
|
