بد یا که خوب بودنِ انسان، چو نسبی است
آدم به یک خطا که هیولا نمی شود

انسان، پُر از نواقصِ پیدا و مخفی است
خوبی، همه، درونِ یکی جا نمی شود

هر فردِ خوب، جای دگر آدمی است بد
دنیا بدونِ این دو که دنیا نمی شود

فقر و نیاز، منشا بد بودن است گاه
با حرفِ مفت، فقر مداوا نمی شود

پیدا شود ورای بدی هم چو بدتری
پس زندگی، بدون مدارا نمی شود

مقیاسِ شرّ و خوبیِ افراد ما خودیم
چون رازِ دل که هیچ هویدا نمی شود

باید از این قضاوتِ ناقص به دور بود
بدتر درونِ ماست که افشا نمی شود

آرام می شود دلِ هر کس به حرف، لیک
گوشی که بسته است پذیرا نمی شود

جرم و گناه حالِ دلِ ما خراب کرد
آلوده چون به نذر، مبرّا نمی شود

# حسن جعفری