دوباره بغض گلوگیر و گریه ی یکریز

هوای مرگ گرفته،غروب غم انگیز

 

سکوت سردخیابان وعابرانی گیج

دوباره صحبت بوران وکوچه هایی لیز

 

دوباره صحبت باغ ومترسک وپاییز

دوباره صحبت زاغ وکلاغ بی همه چیز

 

تمام روزگمانم همین خبرپخش است

بلندگام بگیرو نمان،نپاش ونریز

 

زمان،زمانه خوبی نه نیست،هم شهری

عبوس،جنگ طلب،بی هدف،خشن خونریز

 

هنوزکوچه پُراست ازصدای خنجرو تیر

هنوزشهرپُراست از خشونتِ چنگیز

 

چقدرفاصله،تاکی فراق و مرگ وجنون

چقدرآه مصیبت! چقدرداغ عزیز؟!